اختلال در یادگیری ریاضی
طبق تعریفی که گزارش سالیانه آن در سال 1998 به کنگره آمریکا داده شد ، اختلال
یادگیری چنین تعریف شده است:
کودکان ناتوان در یادگیری در یک یا
چند فراگرد اساسی روانی در ارتباط با فهم یا کاربرد زبان (شفاهی یا کتبی) از خود
ناتوانی نشان می دهند.تظاهرات این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش کردن ،
فکر کردن ، سخن گفتن ، خواندن ، نوشتن ، هجاکردن یا یاد گیری باشد . این اختلالات
را نتیجه شرایطی دانستندکه شامل نقایص ادراکی ، ضایعه مغزی ،اختلال جزئی در کاربرد
مغز، نارساخوانی ، اختلال گویایی و غیره است.
اختلالات مربوط به یادگیری و مهارتهای تحصیلی شامل یکی از موارد زیر است:
-
اختلال در مهارتهای تحصیلی مربوط به رشد در ریاضیات
-
اختلال در مهارتهای تحصیلی مربوط به رشد درنوشتن
-
اختلال در مهارتهای تحصیلی مربوط به رشد در خواندن
مشکلات شکست تحصیلی
اختلال در یادگیری درس ریاضی
و شکست و افت تحصیلی دانش آموز در این درس جایگاه خاصی در دوران زندگی و دوران
تحصیل دانش آموزان دارد به طوری که علت شکست تحصیلی بسیاری از دانش آموزان را شکست
در درس ریاضیات می دانند و لذا سبب دغدغه خاطربسیاری از دانش آموزان ،اولیاء آنها
، مسئولین آموزش و پرورش شده است.
شمار دانش آموزانی که دچار
اختلال در یادگیری هستند بین 4تا 12 ٪
گزارش شده است واین یعنی اتلاف 4٪ از رقم نجومی بودجه آموزش و پرورش . حال
اگر از مفهوم خاص آن عدول کرده وهرنوع مشکل ادراکی منجر به افت تحصیلی را ناتوانی
یادگیری به حساب آوریم درصد تعداد دانش اموزان درگیر در این مشکل بسیار بالا خواهد رفت که مشکلات زیادی را سبب
می شود که این مشکلات شامل موارد زیر می باشند :
1ـ افت تحصیلی واتلاف بودجه آموزش وپرورش
2ـ ترک تحصیل و بیسوادی کودک
3ـ تغییر در رفتار وشخصیت
کودک
4ـ سرزنش وتحقیر دانش آموزان
5ـ تشکیل خود پنداری ضعیف
وکاهش عزت نفس آنان
6ـ به مخاطره انداختن سلامت
روان آنان وسوق دادن آنان به سوی مکانیزم های دفاعی ناموفق
مشکلات فوق از دانش اموزان و
مدرسه به خانواده ونهایتا به جامه راه می گشاید واضطراب ونا خشنودی را در همه فضای زندگی می پراکند وحاصل این همه آسیب سختی است که به بهداشت روانی جامه وارد می شود لذا می طلبد که
اختلالات یادگیری را شناسای کنیم ودر حد
ممکن در رفع آنها بکوشیم .
به طور کلی اختلالات یادگیری
را می توان به صورت زیر تقسیم بندی کرد:
1ـ اختلال ناشی از عقب
ماندگی ذهنی ودیر آموزی
2ـ اختلال ناشی از مشکلات
رشدی جسمی ـ روانی
3ـاختلال ناشی از مسشکلات
نفهمیدن ، ناتوانی در کار برد زبان کتبی
شفاهی
4ـ اختلال ناشی از عوامل محیطی ، وضعیت جسمانی
5ـ اختلال ناشی از عدم مطا
لعه صحیح
6ـ اختلال ناشی از آموزش صحیح
وبه موقع
7ـ اختلالات خاص مربوط به
ریاضی
اختلالات مربوط به موارد 1تا5
یادگیری در همه دروس را تحت تاثیر قرار میدهد
ولی مورد شماره 6 و7 بیشتر مختص به ریاضی است که آموزش
آن باید اصولی انجام شود .
اختلال ناشی از عقب ماندگی
ذهنی
برای تشخیص اینکه کودک عقب مانده ذهنی ویا دچار ضایعه مغزی است
وبه لحاظ روانی عادی نیست باید ازمتخصصین
مربوطه کمک گرفت اما این کار
در مواردی ضروت دارد که ما نشانه های کافی بری تردید در طبیعی بودن دانش آموز
داشته داشته باشیم وگرنه کاری بیهوده ومضر
است .این دانش آموز، دانش آموزی است که در همه دروس ضعف دارد .
کودکان دیر آموز و عقب مانده
هوشی را می توان به دسته های زیر براساس بهره هوشی طبقه بندی کرد :
1ـ مرزی : با بهره هوشی
70ـ80
2ـ خفیف : با بهره هوشی
50ـ73
3ـ متوسط : با بهره هوشی
35ـ49
4- شدید : با بهره هوشی
20ـ34
5- سایر عقب ماندگی های ذهنی
6ـ عقب ماندگی های نا مشخص
1ـ در گروه مرزی افراد قادربه انجام کلی امور خود می با شند
وزندگی نسبتا عادی راطی می کنند .
2- در گروه خفیف افراد خود
کفا بوده وقدرت انجام کارهای اولیه خود را دارند میزان یادگیری انها کند است در
سنین بزرگسالی درحد یک فرد 9تا12 ساله عمل می کنند دارای تاخیر در رشد حرکتی هماهنگی عضلات بوده به آموزش در مدارس استثنایی
نیازدارند قادر به ازدواج وتربیت فرزندان خود نمی باشند مگر اینکه از حمایت
خانواده واطرافیان به صورت غیر مستقیم
بهره مند گشته ودر برنامه آموزشی مناسبی قرار گیرند .
3ـ درگروه متوسط دارای ضعف
در تکلم وزبان ، میزان یادگیری محدود مهارتهای حرکتی ورشد دچار تاخیر می باشد در
آموزش تنها کلاسهای اول و دوم را قادر میباشند که طی کنند زیرا در سنین بزرگسالی
حداکثر درحد بهره هوشی کودکان 6تا9 ساله
می رسد .
4ـ درگروه شدید این افراد
دارای تکلم بسیار پایین بوده دارای تاخیر در رشد حرکتی می باشند ودر سنین
بزرگسالی
حداکثر بهره هوشی کودک بین
سنین 3تا6ساله رادارا میباشند این افراد
قابل آموزش نبوده وتاسال های زیادی
رفع حوایج اولیه به وسیله اطرافیان صورت میگیرد.
5.گروه عقب ماندگی عمیق:این
افراد حتی قادر به درک نیاز ها و احتیاجات
اولیه خود نمی باشند جز صدا های اولیه هیچ
گونه ارتباط کلامی برقرار نمی کنند و بیشتر در طول عمر مانند یک گیاه زندگی می
کنند و حد اکثر بهره هوشی انها به پایین
سنین 3سالگی میرسد.
6.سایر عقب ماندگیهای
ذهنی:این افراد علاوه بر مشکل یکی از گروه های فوق دارای اختلالات ناشنوایی و
نابینایی و دیگر معلولیت های جسمانی می باشد.
7.عقب ماندگی ذهنی
نامشخص:گروهی هستند که علایمی از عقب ماندگی ذهنی را نشان می دهد و در حال حاضر اطلاعات کافی
برای قرار دادن انها در یکی از گروه های فوق وجود ندارد.
سبب شناسی:در 75٪موارد علت مشخصی وجود ندارد ودر
25٪دیگر به عواملی مانند سوءتغذیه مادر در دوران بار داری و یا کودک در دوران
نوزادی بیماری های دوران حا ملگی و بیماری
های سخت کودک، ضربات هنگام و بعد از تولد عدم تحریکات کافی برای یادگیری پایین
بودن سطح اجتماعی - اقتصادی و ازدواجهای
فامیلی اشاره کرد.
این اختلالات در پسران1/5
برابر دختران دیده شده است به طور کلی 2٪ تعداد افراد عقب مانده را تشکیل می دهد.
اختلال یادگیری ناشی از
مشکلات رشدی جسمی – روانی
این مشکلات به تنهایی به
عنوان عامل اختلال در یاد گیری نمی باشد ،ولی چون گاهی مشکلات روانی پیدا می کنند
و بر روح کودک تاثیر می گذارد ،لذا در یاد گیری کودک تاثیر می گذارد،این مشکلات
عبارتند از: اختلال در تکلم - کم شنوایی – کم بینایی - اختلال در حرکت - فلج
مغزی -
صرع بد شکلی عضوی و پوستی وکچلی و000
اختلال ناشی از مشکلات
نفهمیدن، ناتوانی در کاربرد زبان( کتبی و
شفاهی)
این دسته از دانش آموزان به
طور کلی در یکی از زمینه های درسی زیر از نظر میزان پیشرفت و یاد گیری به طور
فاحشی نسبت به دیگر دروس دچار عقب ماندگی بوده
، بدون اینکه از نظر ذهنی دچار عقب ماندگی باشد.
1- اختلال در خواندن
2- اختلال در املاء
3- اختلال مربوط به رشد در حساب (ریاضیات)
4- اختلال آمیخته به ناتوانیهای یادگیری
علاوه بر عوامل فوق عوامل زیر نیز در
اختلال یادگیری مؤثرند:
عواملی چون وضعیت خانوادگی ( که شامل وضعیت عاطفی ، شرایط اجتماعی ، اقتصادی ،
تحقیقات، سطح فرهنگی خانواده ، طلاق والدین، اعتیاد والدین و امثال اینها) تولد
کودک جدید، مهاجرت از شهری به شهر دیگر ، شرایط آموزشگاهی ( از قبیل رابطه معلم با
دانش آموز، امکانات مطلوب تحصیلی ، کتابهای درسی ، موارد آموزشی ، فضای کلاس ،
جابجایی مدرسه ، تغییر معلم وغیره) و امثالهم از جمله عوامل محیطی به شمار می
روند.
و عواملی چون ضعیف بودن بنیه جسمی ، عدم برخورداری از سلامت عمومی ، برخی از
نقصها و معلولیتهای بدنی مانند معلولیتهای بینایی ، شنوایی ، گیرایی و دیگر عوامل
جسمانی، و یا مشکلات روانی دانش آموزان در
دوره خاص نوجوانی و همچنین عواملی چون
شرایط اقتصادی معلمین، شرایط علمی آنها از جمله عواملی دیگری هستند که یادگیری دانش
آموزان را تحت تأثیر قرار می دهند.
اختلال ناشی از عدم مطالعه صحیح
سئوالی که در اینجا برای والدین پیش می آید این است که : چرا بازدهی کار دانش
آموزان متناسب با زمان مطالعه آنان نیست؟
یعنی با اینکه فرزندشان وقت زیادی صرف مطالعه می کند ولی بازدهی کار آنان
پائین است جواب این سئوال را باید در آسیبهای مطالعه یافت.که عمده ترین این آسیبها
عبارتند از:
1.
بلند خوانی در مطالعه :
یکی از عوامل آسیب زا در
مطالعه که از عمر مطالعه می کاهد بلند خواندن مطالب کتاب و محتوای دروس است ،چون همراه با حرکت فک انقباض و انبساط تارهای صوتی، ایجاد خستگی
های مکرر در وی زدگی نسبت به مطالعه پیدا می کند، باعث بر انگیختگی دانش
اموز و عصبانیت دیگران مزاحمت برای انها
می شود و سرعت مطالعه را کاهش می دهد.
2.مطالعه کردن در حین راه رفتن:
این عامل باعث ایجاد خستگی
زود ،کاهش زمان مطالعه و کاهش تمرکز می شود.
3.مطالعه در کنار وسایل صوتی:
این عامل نیز همراه با کاهش
تمرکز بوده واز انجا که دو مطلب یکی از طریق وسیله صوتی و دیگری ازطریق کتاب در معرض یاد گیری است،امکان یاد گیری به
طور همزمان این دو مطلب وجود ندارد و نمی
شود همزمان به دو مطلب توجه کرد.
4.خواندن و مطالعه ی بیش از حد:
مطالعه بیش از حد روی حافظه
دانش اموز اثر منفی می گذارد و آن ها را
دچار خستگی و زدگی از مطالعه می کند. عده ای از دختران به سبب رقابت با دیگران
و همچنین وجود حس حسادت در دختران
نسبت به پسران مطالعه بیشتری دارند،به طوری که 60٪ظرفیت دانشگاه ها ا دختران در اختیار دارند، اما بیش از حد مطالعه کردن باعث عصبی شدن انها می شود، عده ای از
دانش اموزان برای اینکه تمام مطالب کتاب
درسی را همان گونه که هست حفظ کنند ،بیش از حد مطالعه می کنند.
5. از ساده به مشکل خواندن :
در مطاله دروس بر خلاف تدریس
وآموزش مفاهیم به دانش اموزان که از مطلب اسان
به طرف مطالب پیچیده عمل آموزش
انجام میگیرید مطالعه رفته
رفته دانش اموز خسته شده ودر هنگام خستگی توجه و تمرکز دانش اموز کمتر شده و درک
ویادگیری مطالب سخت کاهش می یابد واین باعث زدگی و دلسردی دانش آموز نسبت به
مطالعه می شود.
6. بی وقفه خواندن
این که دانش اموز بدون وقفه وبدون استراحت زمانی
طولانی را صرف مطالعه کنند ومجالی برای سازماندهی اطلاعات ومطالب مطالعه شده به
مغز ندهد تناسب بین بازدهی وزمان مطالعه از بین می رود.
7. مطالعه طوطی وار
یعنی حفظ کردن مطالب بدون
درک وفهم آن
_ مطالب با فهمیدن در عمق
جان نفوذ میکند
_ مطالبی که فهمیده میشود از
طریق تفکر وتعقل درک می شود پایدارترند.
_ مطالبی که فهمیده میشود
باعث تغییر رفتار میشوند.
8. وجود اضطراب
وجود اضطراب هنگام مطالعه
باعث اختلال در توانایی تمرکز وقدرت حافظه ودر نهایت باعث فراموشی مطالب میشود از
طرفی اضطراب در هنگام حضور معلم وجواب دادن درس به نوعی دیگر باعث آسیب زدن امر
مطالعه میشود چرا که با وجود تلاش وکوشش نمره متناسب با تلاشهای خود را نمیگیرد
واین باعث دلسردی واز دست دادن انگیزه در فرد می شود.
9. وسواس در مطالعه
وسواس در مطالعه باعث دوباره خوانی وگذشتن وقت زیاد روی مطلب
کوتاه شده واین راندمان مطالعه را پایین
می آورد و فرد را دچار خستگی می کند وسواس نتیجه حالت های اضطرابی بوده و همچنین
می تواند جنبه ارثی داشته باشد .
درمان وسواس با رفع کاهش
فشارهای روانی انجام می شود واین کار از دست متخحصصین خبره ومجرب ساخته است.
آسیب های دیگر مطالعه
عبارتنداز ابتلا به افسردگی ،ضعف در یک درس وتاثیر ان بر دروس دیگر ، خواندن بیش
از حد در شب امتحان، عدم افزایش ساعت مطالعه همراه با سنوات تحصیلی ،مطالعه در حین
خستگی، بی توجهی به پیش نیازها،
قطع یک باره کمک های درسی در
حین مطالعه ، بی موقع خواندن ، مطالعه منفعل ،پیوسته خواندن یک درس ، صرف
وقت زیادبرای برخی ازمطالب و
کمبود وقت برای مطالب دیگر، داشتن احساس بلد بودن ، نامیدی از مطالعه به هنگام
برخورد با همکلاسیهای موفق، خواندن ومرور کردن به جای تمرین کردن
توضیح این که دروسی مثل
ریاضی باید تمرین شوند ومسائل آن حل گردند نه اینکه ان ها را مرور کنیم.
اختلال ناشی از آموزش صحیح
وبه موقع:
بعد از اینکه از طبیعی بودن
کودک مطمئن شدید که فاقد عقب ماندگی ذهنی- ضایعه مغزی است وبه لحاظ روانی عادی
است ودر صورتی که دانش اموز
هیچ یک از اختلالات ذکر شده را نداشته باشد . پس این سوال مطرح میشود که چه دلایلی
وجود دارد که این دانش اموز درس ریاضی را خوب یاد نمی گیرد؟
جواب این سوال را باید در
نوع آموزش وزمان آن یافت.
بسیاری ازمشکلات یادگیری قبل
از ورود به دبستان قابل پیش گیری اند ومی توان با صرف زمانی کم علل مشکل را
شناسایی ودرمان کرد. مربیان مهد کودک وکلاسهای امادگی در صورتی که تعلیمات لازم را
دیده و زیر نظر فرد مجربی کار عملی کرده باشند می توانند به آسانی ودر سطح ملی این
گره را بگشایند البته اگر این مربیان از
اطلاعات کافی ومهارت های لازم برخورد ار نباشد ممکن است که بسیاری از اختلالات
را در کودک تثبیت نمایند .
حل مشکلات مربوط به یادگیری
در سالهای پیش دبستان هم به دست
اندارکاران اموزش و پرورش وهم به خانواده ها وحتی به
رسانه های گروهی مربوط می
شود.
در سالهای 1369سه کودک به
سنین 5سال و8ماهه ،6سال و 6سال ویک ماهه مورد آزمونهای هوش واختلالات یادگیری قرار گرفتند که بهره هوشی
آنهای در حدود 90 بود وهر سه دارای اختلال یادگیری بودند اولیا انها تصمیم گرفتند
یک سال دیرتر به مدرسه بفرستند وبه مدت 8ماه تحت درمان باز پروری با انجام فعالیت
های ویژه که توسط درمانگر طراحی شده بود قرار گیرند پس از انجام
درمان با لحاظ کردن افزایش سن ورشد طبیعی آنها وبا دقت در آزمونها وآزمونها ی
موازی بهره هوشی آنها به ترتیب به
110-110-115 ارتقا یافت ضمنا هیچ کدام از تمرین های 8 ماهه ارتباط مستقیم با
آزمونهای هوشی نداشت.
این مثال اهمیت آموزش صحیح
در هر دوره ای از رشد را آشکار می سازد.
تعداد زیادی از دانش آموزان
مقاطع ابتدایی ، راهنمای و دبیرستان در یادگیری درس ریاضی دچار مشکل می شوند وبا
اینکه به اندازه دانش آموزان همسال
خود تلاش می کنند پیشرفت مورد انتظار را ندارند . معمولا معلمان برای پیشرفت آنان
فعالیت های زیر را انجام می دهند :
1.
پندو اندرز آنان
2.
متوجه کردن دانش اموزان به اهمیت درس ریاضی
3.
آگاه کردن انها از اینکه خوشبختی آنها
در گروه پیشرفت تحصیلی است.
4.
سرزنش دانش آموز
5.
مقایسه دانش اموز با سایر دانش آموزان برای تحریک بیشتر او به فعالیت بیشتر
6.
نسبت دادن به دانش آموز به مواردی مثل تنبلی، بی استعدادی، بی مسئولیتی و...
7.
درخواست از والدین برای کمک بیشتر به دانش آموز
8.
توسل به توجیهاتی از این قبیل : مشکل دانش آموزان جنبه ار ثی دارد
9.
تکرار این مطلب که دانش آموز از پایه ضعیف است
10.
گرفتن بازی وتفریح از دانش آموز و وادار
کردن او به درس خواندن
11.
تنبیه دانش آموز
12.
محروم کردن دانش آموز از چیزهای مورد علاقه اش
13.
استخدام کردن معلم خصوصی
14.
تکرار درس توسط معلم
15.
مشورت با اقوام و همسایگان در مورد
دانش آموز
16.
تشویق دانش آموز
17.
دادن وعده جایزه
18.
ارائه برنامه درسی فشرده برای فعالیت
درسی در منزل
آیا به کارگیری موارد فوق به
پیشرفت تحصیلی دانش آموزا کمک می کند؟
در هجده موارد که نقل شد
تنها موارد 16و17و18احتمال دارد میزان
اندکی به پیشرفت تحصیلی دانش آموز کمک کند بقیه موارد نه تنها به پیشرفت
تحصیلی کمک نمی کند در بسیاری از مواقع هم به لحاظ درسی وهم به لحاظ روانی برای او
مشکلات
بیشتری ایجاد می کند .اما
بهتر این است که برای درمان اختلالات ریاضی
به یک اقدام اصولی دست زد این اقدام مربوط است به کسب آموزش وتجارب
لازم در دوره های مختلف رشد بخصوص در
دورهای تا سه سالگی ، سه تا شش سالگی دوره ابتدایی این تجارب موجب
می شود که تمام اعمال بدنی وذهنی که برای رشد کودک لازم است خود به خود انجام گیرد
.
وجود همین تجربه هاست که در
تعامل با رشد مغز وذهن ، مفاهیم بنیادی ریاضی را برای ما قابل فهم می کند . تجاربی
این چنین باید در دوره های مختلف رشد وبا ترتیب معینی صورت گیرد .موفقیت در تشکیل
مفاهیم در هر دوره برای موفقیت در ادراک مفاهیم دوره های بعدی
ضروری است باید پلکان نردبان رشد طی شود .ممکن است یکی از مفاهیم بنیادی مربوط به پنج سالگی در کودک شکل
نگرفته باشد و تنها به همین دلیل در دوره دبستان ، راهنمایی وحتی در دبیرستان دچار
فهم مشکل در ریاضی شود.
در اینجا به مفاهیم بنیادی
مربوط به ریاضی از سالهای اول زندگی و به صورت پرسشنامه هایی تشخیصی در سه دوره ی
سنی می پردازیم:
الف- "پرسشنامه تشخیصی
مربوط به توانمندیهای کودک تا سه سالگی"
ب- "پرسشنامه تشخیصی
مربوط به توانمندیهای کودک 3 تا 6 سالگی"
ج- "پرسشنامه تشخیصی
مربوط به توانمندیهای کودک در پایه اول دبستان"
1.
آیا مفاهیم
در پرسشنامه "الف" مواردی وجود دارد که ظاهرا
ارتباطی به ریاضی ندارد ولی واقعیت این
است که حل مسائل ریاضی نیازمند توانمندیهای متعددی است که اگر چه به ظاهر در حیطه
ریاضی قرار نمی گیرد اما پیش نیاز ان هستند مثلا اگر کودک نتواند داستانی را به
مدت چند دقیقه گوش دهد توانایی تمر کز وگوش دادن به درس ریاضی را نخواهد داشت ویا
اگر نتواند اشیا را با چشم تعقیب کند قادر به تعقیب چشمی اعداد وبالا وپایین وچپ
وراست را نخواهد داشت به همین ترتیب باید توامندیهای لازم را در هر دوره سنی با
پرسشنامه تشخیصی ارزیابی کرده ونقایض را
با طراحی برنامه آموزشی باز پروری کنید.
اگر کودک تا سه سالگی قادر
باشد تمامی تمرینهای فوق را انجام دهد از پیش نیازهای لازم برای ورود وگذر اندن
مرحله بعدی رشد برخورداراست و
بسیاری از مفاهیم بنیادی که تاثیر به سزایی در یادگیری ریاضی دارند در او شکل
گرفته است.
همچنین یک دانش آموز دوره ابتدایی باید قادر باشد
تمامی تمرینهای مربوط به پرسشنامه
"الف" را به خوبی انجام دهد چنانچه
دانش آموزی مهارت های لازم را در
انجام تمر ینها ی پیشنهادی را کسب نکرده باشند
تمرینهای یادگیری را به او پیشنهاد نمی کنیم .پس از اینکه مطمئن شدیم این
مهارت ها به شکلی پایدار در او شکل گرفته اند به بررسی مواردی که مربوط به سن سه تا شش سالگی است می
پردازیم .
تمرینهای پیشنهادی برای
پرسشنامه "الف"
پرسشنامه "ب"
پرسشنامه " ب"
مربوط کودکی است که پنج سال تمام سن دارد و می خواهد وارد ششمین سال شود ویا هر
کودک دبستانی را دارای اختلال یادگیری با این پرسشنامه ارزیابی کرده و موارد
ناتوانی اورا شناسایی کرده وبا روش صحیح
باز پروری کند.باید توجه شود که پیش از
ارزیابی به وسیله پرسشنامه "ب" اقدام به باز پروری زمانی مناسب است که
کودک از عهده پرسشنامه "الف" کاملا برآمده باشد.
تمرینهای پیشنهادی برای
پرسشنامه "ب"
پرسشنامه های تشخیصی ج
پایه و بنیاد مفاهیم ریاضی
در سالهای قبل از ورود به دبستان در ذهن کودک شکل می گیرد .
اگر کودکی در موارد مربوط به
سنینی که در پرسشنامه "الف ، ب و
ج"مورد بحث قرار گرفتند از رشد ذهنی کافی
برخوردار باشد ، دیگر در فهم مطالب ریاضی مربوط به کلاس دوم مشکلی نخواهند
داشت.
(تمرینهای پیشنهادی )
درمان ناتوانی ها با استفاده
از بازی
بازی برای کودکان یک نیاز
اجتناب ناپذیر است که در رفع اختلال یادگیری کودکان اثر زیادی دارد .
نظریه های مربوط به بازی را بنا به باور میشل ومیس می توان به چهار دسته تقسیم کرد.
1.
نظریه های مربوط به انرژی اضافه
2.
نظریه های مربوط به تنش زدایی وایجاد آرامش
3.
نظریه های مربوط به اعمال پیش تمرینی
4.
نظریه های مربوط به تجدید تکامل
بازی علاوه بر براورده کردن
اهداف ذکر شده در چهار نظریه فوق در صورت همراه شدن با یک فعالیت درسی باعث
علاقه مندی کودک به آن درس
شود.
بازی ها انواع مختلفی دارند
ژان پیاژه بازی ها را به سه دسته تمرینی و نمادی و بازی های دارای قواعد و مقررات
دسته بندی کرد.
اسباب بازیهای لازم برای
کودکان زیر سه سال
1.
تعدادی مکعب پلاستیکی بزرگ
2.
مهره های درشت با رنگهای اصلی
3.
چند جلد کتاب کودک که به جای کاغذ از پارچه درست شده باشند. ویا کتابهای با
ورقهای محکم و ضخیم.
4.
تصویر چهره انسان که روی پارچه مقوای ضخیم رسم شده باشد.
5.
تصویر بدن انسان که روی پارچه مقوای ضخیم رسم شده باشد.
6.
چند توپ پلاستیکی به اندازه ها و رنگهای مختلف
7.
تعدادی مهره درشت سوراخ دار
8.
مقداری نخ یاسیمهای نایلونی نسبتا ضخیم که برای عبور دادن مهره های سوراخدار
پلاستیکی مناسب باشد.
9.
مقداری کاغذ و مقوا
10.
قیچی نوک پهن
11.
خمیر بازی
12.
چند پازل ساده
13.
تعدادی نی نوشابه به اندازهای مختلف
14.
چند جعبه مقوایی
15.
چند عدد اسباب بازی پلاستیکی
16.
یک تشت پر از ماسه بسیارنرم خیس شده
17.
سه عدد قاشق به اندازه های مختلف
18.
یک جعبه مداد رنگی
19.
یک وایت برد کوچک و یک ماژیک
20.
یک چراغ قوه کوچک
در اینجا به ذکر چند
نکته در مورد اجرای برنامه باز پروری می
پردازیم:
1.
طولانی بودن زمان اجرای برنامه
2.
جلوگیری از تکرار کردن زیاد یک تمرین
3.
سرزنش نکردن کودک در زمان ناتوانی در
پاسخگویی
4.
مورد تشویق قرار دادن کودک هنگام موفقیت در اجرای برنامه بازپروری
5.
خودداری کردن از گفتگوهای طولانی و
غیر مربوط
6.
در اختیار گذاشتن ابزارهای ساده وارزان قیمت به کودک برای انجام برنامه
بازپروری
7.
ایجاد در انگیزه در کودک برای انجام دادئن فعالیتها
8.
انتخاب محیطی مناسب (گرمی ،سردی ، شلوغی و ...) برای تمرین با کودک
9.
عدم شتاب در امر آموزش
10.
جلب توجه سایر افراد خانواده به موفقیتهای کودکبرای تشویق وی
11.
عدم آموزش یکجا و پشت سر هم موارد ی که نیاز به باز پروری دارندو انجام یک به
یک آن موارد
همچنین برای طراحی برنامه درمان
اختلال یادگیری ریاضی درمانگر باید به نکات زیر توجه کند:
1ـ از هوش طبیعی وفقدان ضایعه مغزی مراجع اطمینان یابد.
2- با توجه به سن او از پرسشنامه الف تا ...استفاده نماید.
3- ناتوانی مراجع را در هر مورد از موارد
پرسشنامه مشخص کند .
4-برای جبران ناتوانی های مشخص بع راهنمایی های این کتاب مراجه کند.
5-با توجه به راهنمایی های این کتاب ، تمرینهای مشابه خلق کند و انجام آن را
از کودک بخواهد .
6-ناتوانی ها را به ترتیب از آسان به مشکل درمان کند.
7-با مراجعه به کتابهای ریاضی سالهای
گذشته کودک ،موارد ناتوانی کودک را شناسایی کند.
8-آن مفاد درسی را که دانش آموزان در انجام آن ناتوانست به کمک آموزگار تدریس کند.
9-فرایند در مان را ارزیابی کند ودر صورتی که هنوز نواقصی وجود دارد ،آن نواقص
را شناسایی کند.
10-برای درمان نواقص برنامه مناسبی طراحی نماید .
11-فرایند ارزیابی ،تشخیص ، درمان ، ارزیابی مجدد ،تشخیص مجدد، درمان مجدد، تا
حصول نتیجه نهایی انجام شود.
اگر در با ز پروری مفاهم
مربوط به پرسشنامه تشخیصی موفقیت حاصل شود دیگر عاملی وجود ندارد که به اختلال در
یادگیری بینجامد و در صورت وجود اختلال در سالهای ابتدائی و راهنمایی باید ریشه
مشکل رادر عادات غلط تحصیلی و مطالعه و روش تدریس نامناسب و یا تدریس مفاهیمی که
با رشد کودک منطبق نیستند جستجو کرد .
علاوه بر عواملی که گفته شد
، ممکن است عواملی دیگری نیز باعث عدم موفقیت دانش آموز باشد. مانند عدم دقت در
عملیات ، نداشتن تمرکز ، ترس از ریاضیات.
دقت در عملیات
تعدادی از دانش آموزان با
اینکه عملیات مربوط به ریاضیات را به خوبی می دانند اما به علت عدم توجه کافی دچار
اشتباهاتی می شوند که نمره آنها را کاهش می دهند.
دادن تمرینهای ریاضی یا
تدریس ریاضیات برای اینها نه تنها مفید نیست بلکه نوعی بیگاری بوده و خسته کننده
است.
بعلاوه چون مشکل اصلی آنها
یعنی کم دقتی، درمان نشده است. در تمرینهای جدید نیز باز همان اشتباهات را تکرار کرده
وبه انجام آن عادت می کنند.
تمرکز
تمرکز یعنی توانایی تثبیت
توجه و دقت برروی موضوع مورد نظر .
موانع مهم تمرکز عبارتند از :
1.
عواملی مخل تمرکز اعم از عوامل جسمی وروانی
2.
عوامل بیرونی مخل تمرکز مانند نبود نور کافی دمای مناسب وجود محرکهای صوتی
وتصویری-رفت وآمد سایرین و...
3.
تمرین ناکافی وعدم پرورش این استعداد
ضمنا کم توجهی با اقدامات
درمانگر قابل درمان است اما کودکانی که بی توجهی آنها با بی قراری همراه است .
نیاز به اقدامات درمانی بیشتر و تخصص بیشتری دارد.
ترس از ریاضی
به گفته دانشمندان ترس و
نگرانی از ریاضیات باعث اختلال موقت عملکرد مغز می شود . پژوهشگران طی تحقیقات خود
در مورد دانشجویان دانشگاهی در آمریکا دریافتند هنگامی که از دانشجویان دچار عارضه
ی ریاضی هراسی خواسته شد بعضی از محاسبات ریاضی را در ذهن انجام دهند از یک
فراموشی در حافظه موقت رنج می برند به گفته یکی از پژوهشگران این مشکلات حافظه در
پژوهشهایی که اعداد وجود نداشت بروز نکرد واین موضوع بدین معناست که این پدیده
مختص ریاضی است.
محققان افزودند تحقیقات نشان
داده است که عارضه " هراس از ریاضیات " لزوما به معنای نگران بودن شخص
نیست تنها فکر انجام دادن
محاسبات فشار خون وضربان قلب را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش میدهد.
دانشمندان در تحقیقات خود به
این نتیجه رسیداند افرادی که از ریاضی ترس دارند غالبا هنگام انجام دادن قوانین
ساده ریاضی دچار فراموشی مقطعی می شوند .(رشد معلم 1380)
خلاصه:
به طور خلاصه دو دسته از
عوامل باعث اختلال در یادگیری ریاضی می
شوند دسته اول عواملی اند که وجودشان
باعث اختلال در یادگیری کلیه
دروس می شودند که عبارتند از :
1-
اختلال ناشی از عقب ماندگی ذهنی وضایعه مغزی
2-
اختلال ناشی از مشکلات رشد جسمی – روانی
3-
اختلال ناشی از مشکلات نفهمیدن وناتوانی در کاربرد زبان
4-
اختلال ناشی از عوامل محیطی و وضعیت جسمانی
5-
اختلال ناشی از عدم مطالعه صحیح
و دسته دوم عواملی اند که
مخصوص درس ریاضی اند که عبارتنداز :
1-
عدم آموزش صحیح وبه موقع به خصوص توجه نکردن به یادگیری ریاضی در دوره ابتدایی
وحتی قبل از آن
2-
عدم دقت در عملیات
3-
نداشتن تمرکز
4-
ترس از ریاضیات ویا اضطراب ریاضی